امیر پارساامیر پارسا، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

خاطرات تمشک کوچولوی مامان

اولین سونوگرافی تمشک کوچولوی مامان 31 خرداد93

1393/4/4 16:54
304 بازدید
اشتراک گذاری

امروز ساعت 5 غروب نوبت سونوگرافی داشتم.طبق معمول هم استرس  فراوون که اولین بار میخوام نی نی مو ببینم.یه کم حالت تهوع و ناخوشی های رایج این دوران برای من شروع شده بود. هیچ اشتهایی به غذا نداشتم.من که عاشق شیرینی جات هستم دیگه نمیتونم حتی به چیزای شیرین نگاه کنم چون حالم بد میشه.

خلاصه که رفتم سونو و نیم ساعتی منتظر موندم تا نوبتم شد.دکتر سونوگرافی مرد خشک و جدی ای بود و زمانی که سونو رو انجام میداد و چشماش به مانیتور بود نمیتونستم چیزی از نگاهش بفهمم فقط میدونم یکسره صلوات میفرستادم و دعا میکردم تا همه چی نرمال باشه.تمام که شد با استرس ازش پرسیدم آقای دکتر چطور بود؟گفت بچه که فعلا خیلی کوچیکه نزدیک 1 سانتی متره اما فعلا همه چی خوبه و قلبش هم تپش داره.از خوشحالی داشتم بال درمیاوردم و فقط خداروشکر میکردم.جواب که حاضر شد اول خودم خوندمش و عکس تمشکمو که واقعا اندازه یه تمشک کوچولو هست رو دیدم و بی اختیار بوسیدمش.بلافاصله برای نشون دادن سونو رفتم مطب دکتر زنان خودم .دکترم هم با مهربونی تموم جوابو دید و گفت فعلا که همه چی خوبه.دلم میخواست برم دکترو بغل کنم.ازش تشکر کردم و اومدم بیرون و بلافاصله به همسری اطلاع دادم که اونم نگران بود.

اینم اولین عکس تمشکم:    

خدای مهربون من... اگر کل شبانه روز سجده ات کنم باز هم در برابر خوبی ها و مهربونی ها و لطف بیکران تو کمه.سایه مهر و محبتت رو از سرم برندار و کمکم کن تا فرشته کوچولومو سالم به دنیا بیارم....زیبا

پسندها (1)

نظرات (1)

مامان امیر علی
20 مرداد 93 18:44
حالت تهوع های من از هفته 8 شروع شد و کم کم بیشتر شد.طوری که از همه عالم و ادم بدم میومد.حتی از همسری.زندگی برام زجر اور بود.