رفتن پیش دکتر مهربونم 19خرداد93
امروز از صبح که بیدار شدم تو دلم ولوله بود.راستش بخاطر اون تجربه تلخی که شش ماه پیش داشتم همه فکر و ذکرم شده بود اینکه بچه صحیح و سالم بمونه و رشد کنه و منم مامان بشم.دیگه نمیخواستم اون روزا که مثل کابوس بود برام تکرار بشه .

ظهر ساعت 12.5 نوبت داشتم.راس ساعت اونجا بودم.اما مطب خیلی شلوغ بود.نزدیک 1.5 بود که نوبتم شد.دکتر مهربونم که واقعا زن نازنین و مهربونیه و امیدوارم خدا سلامت نگهش داره کلی تحویلم گرفت.جواب آزمایشمو دید و بهم تبریک گفت و ازم خواست تا برم اتاق بغل تا برام سونوانجام بده.سونو دو که دید گفت هنوز نی نی قابل دیدن نیست اما ساک حاملگی تشکیل شده و سن حاملگی هم 5 هفته و 5 روز هست.بازم بهم تبریک گفت و منو که پر از استرس بودم آروم کرد.برام قرصای جدید نوشت و تاکید کرد استفاده کنم و برای 2 هفته دیگه برام سونوگرافی نوشت و گفت جواب سونو رو ببرم ببینه و برای 1 ماه بعدم بهم وقت داد تا ویزیت بشم.
خدایاااااااااااااااااااااااا کمکم کن از پس نگهداری از این فرشته کوچولوت بربیام و نی نی مو صحیح و سالم بغل کنم...


رفتن پیش دکتر مهربونم 19خرداد93 
