امیر پارساامیر پارسا، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

خاطرات تمشک کوچولوی مامان

نوبت کنترل 22/6/93

1393/6/23 11:42
378 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مامان. امروز نوبت کنترل ماهانه داشتم پیش خانوم دکتر مهربونت. ساعت 11/5 نوبت داشتم و سر ساعت مقرر توی مطب بودم. زیاد شلوغ نبود و حدودا 45دقیقه بعد نوبتم شد و رفتم داخل.

آخرین سونوگرافی و آزمایش غربالگری رو که داده بودم و به خانوم دکتر نشون دادم و گفت همه چیش خوبه. بعد گفت برم روی تخت دراز بکشم تا بیاد و صدای قلب تمشکمو بشنوه. گوشی مخصوص و گذاشت روی شکمم و شروع کرد دنبال نی نی گشتن. اما هرکاری کرد نمیتونست صدا رو پیدا کنه. یه پنج دقیقه ای هی اینور و اونور کرد اما انگار خبری نبود که نبود.  واااااای خدا داشتم سکته میکردم. البته خانوم دکتر گفت من یه خفیفشو شنیدم اما میخوام واضحشو بشنوم. اما من فکر کردم دکتر داره بهم طوری میگه که هول نکنم و این استرسمو بیشتر کرد. اما خانوم دکتر خیلی خونسرد بهم گفت که مشکلی نیست و فقط چون نی نی خیلی ورجه وورجه میکنه نمیتونه یه جا گیرش بیاره و صدای قلبشو گوش کنه.............

ای وروجک مامان که منو تا مرز سکته بردی و آوردی...دیگه از این شوخیا با مامانت نکنی ها.........

خلاصه بازم خانوم دکتر هرکاری کرد نتونست صدای واضحی پیدا کنه و گفت که برم مثانه مو خالی کنم و بیام. منم همین کارو کردم و اومدم دوباره دراز کشیدم.اینبار هم دوباره یه پنج دقیقه ای دنبال صدا گشت اما پیدا نمیکرد تا اینکه بالاخره یه قسمت شکمم که گوشی رو گذاشت یهو صدای قشنگ تالاپ و تولوپ قلب تمشکمو واضح و واضح و با صدای بلند شنیدم و تمام وجودم غرق شکرگذاری از خدای مهربونم شد. خدایا بی نهایت شکرت...

خانوم دکتر یه کم به صدای قلب گوش داد و از ریتمش راضی بود.بعد هم برام برای سه هفته دیگه سونوگرافی نوشت و قرص آسپیرینم و قطع کرد و دستور به ادامه خوردن مکمل ها ی ویتامین داد و برای یک ماه دیگه قرار ویزیت کنترل مجدد گذاشته شد..

امروز هم با یه استرس چند دقیقه ای گذشت اما خداروشکر به خیر و خوشی. امیدوارم تمشک منم مثل بقیه نی نی های توی دل ماماناشون خوب و سالم رشد کنه و با سلامتی کامل همشون بیان بغل ماماناشون .....الهی آمیییین

 

خدایا بازم ازت ممنونم که این موهبت بزرگ و به ما هدیه دادی. خودت مواظب تمشک من و همه نی نی ها باش....خیلی دوستت دارم خدا جووووووووون....

                                            

پسندها (1)

نظرات (3)

مامان سیما
27 آبان 93 18:24
واااااای نی نی منم بعضی وقتا سکته م میده از دست این وروجکا خدا حفظشون کنه
مامانـــــ
1 دی 93 2:27
ایشاا..به سلامتی زایمان کنی
لذت خاطرات به يادماندني کودکي دلبندانتان
11 دی 93 13:36
با سلام و خدا قوت خدمت شما دوست عزيزم از ثبت روز به روز خاطرات ني ني هاي با مزه خودتان لذت مي بريد.درسته؟؟ حالا ما يک پيشنهاد به يادماندني برايتان داريم براي ديدن اين پيشنهاد به ما سربزنيد با آرزوي شادي ، سلامت و ثروت براي شما و کودک دلبندتان