امیر پارساامیر پارسا، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره

خاطرات تمشک کوچولوی مامان

جواب آزمایش غربالگری 6/5/93

1393/5/13 11:54
547 بازدید
اشتراک گذاری

قرار بود 11 مرداد جواب آزمایش من آماده باشه و برم بگیرم.اما از اونجایی که بنده خیلی عجول تشریف دارم دوشنبه 6 مرداد زنگ زدم به آزمایشگاه تا همینطوری شانسی ببینم جوابم آماده هست یا نه که دیدم منشی گفت جوابتون آمادست. سریع زنگ زدم به بابا منصور و اونم اومد خونه و ناهارش و بهش دادم و سریع رفتیم.

جوابو که گرفتم یه نگاه کلی که بهش انداختم متوجه شدم همه چی نرماله اما تا دکتر نمیدید خیالم راحت نمیشد.بلافاصله با بابایی رفتیم مطب خانوم دکتر و سونوگرافی و جواب آزمایش و دادم به منشی تا ببره به خانوم دکتر نشون بده.بابا منصور بیچاره دم در وایساده بود چون مطب کاملا پر بود از خانوما دیگه داخل مطب نیومد.منم دیدم ممکنه خیلی طول بکشه بهش گفتم بره سر کارش خودم بهش خبر میدم. کلی اصرار کردم تا رفت.میگفت باشم که کارت تموم شد برسونمت.بالاخره راضیش کردم بخاطر معطل نشدنش زودتر بره سر کارش. منم نشستم تو مطب تا که نیم ساعت بعد منشی صدام کرد و رفتم داخل. خانوم دکتر سونو و آزمایش منو دید و گفت سونوگرافیت که همه چی عالیه و چواب آزمایشتم خوبه فقط یه کم قند خونت بالاست که باید بیشتر رعایت کنی.گفت قندت لب مرزه و اگه رعایت نکنی خطرناک میشه . منم گفتم چشم و خیلی مواظبم.از اونجا که اومدم بیرون رفتم اولین مغازه واسه نی نی نازم یه بادی خوشگل نارنجی خریدم و چندتا چوب لباسی خوشکل بچه گونه که لباساش با اونا آویزون کنم و بعد اومدم خونه.

اینم از جواب آزمایش غربالگری سه ماهه اول.خدایا شکرت . ازت ممنونم که این سه ماه اولو با کمک و یاری تو به خوبی و خوشی گذروندم و وارد سه ماهه دوم شدم. بهم کمک کن تا از این به بعد هم این مسیر و به خوبی طی کنم و نی نی عزیزمو سالم و سلامت به دنیا بیارم.  بابت همه چی ازت ممنونم خداجون........

                                         

 

 

پسندها (1)

نظرات (0)