امیر پارساامیر پارسا، تا این لحظه: 11 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

خاطرات تمشک کوچولوی مامان

سونوگرافی غربالگری تمشک مامان 31/4/93

1393/5/2 19:16
576 بازدید
اشتراک گذاری

امروز صبح که بیدار شدم حال عجیبی داشتم.حال خاصی که استرس و هیجان با هم ادغام شده بود. از یه طرف هیجان شدیدی داشتم که میخوام دوباره نی نی امو ببینم و از یه طرف هم استرس داشتم که اتفاق بدی نیفته...

از قبل واسه ساعت 10/30 پیش دکتر روحی نوبت گرفته بودم.راس ساعت اونجا بودم.قلبم تندتند میزد.حدودا نیم ساعت منتظر بودم تا نوبتم شد.فاطمه زهرا رو صدا زدم و رفتم داخل اتاق پزشک.دکتر خیلی آقا و مودبی بود.دراز کشیدم و دستگاهو روی شکمم گذاشت.دیدم هیچی نگفت دلم طاقت نیاورد و خودم ازش پرسیدم که چطوره آقای دکتر؟ گفت همه چی عالیه. انگار دنیا رو اون لحظه بهم دادن.فقط خدارو شکر میکردم.به دکتر گفتم بخاطر سقط قبلی ام خیلی استرس دارم.گفت اصلا استرس نداشته باش.همه چی خوب و نرماله.قلبشم داره میزنه. بعد ازم خواست زمانی که خودش گفت سرفه کنم تا بتونه پشت گردن نی نی منو اندازه گیری کنه برای غربالگری.

اونم انجام دادو گفت خدا رو شکر فعلا همه چی خوب و نرماله.خیلی خوشحال شدم و فقط خدا رو شکر کردم.خیلی هم از دکتر تشکر کردم و ازش پرسیدم کی برای تعیین جنسیت میتونم بیام؟ گفت سه هفته دیگه برم.

امروز هم روز خوب و به یاد موندنی برای من و بابامنصور بود.خدایا بخاطر این همه لطفی که به ما داری و ما رو لایق داشتن این فرشته کوچولوت دونستی ازت ممنونم.بی نهایت شکرت خداجون.خودت کمکم کن تا بتونم ازش خوب محافظت کنم.خدایا شکرت بخاطر همه چی ....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

بهاره
3 مرداد 93 16:11
سلام عزیزم خوشحال میشم تو وبلاگ نی نی مون ببینمتون.باارزوی سلامتی روزافزونتون.