وروجک مامان 21/4/93
امروز طبق قرار قبلی که خانوم دکتر گفته بود 21 تیر بود و منم نوبت داشتم و ساعت 12/15 رسیدم مطب اما خیلی شلوغ بود و تقریبا ا ساعت و ربع نشستم تا نوبتم بشه و توی این مدت فقط زیر لب دعا میکردم و از خدا میخواستم تا همه چی خوب پیش بره.بالاخره نوبتم شد و خانوم دکتر مهربونم و دیدم و کلی از دیدنم خوشحال شد.آخه یه جورایی از قبل آشناییت داریم.خلاصه چندتا سوال ازم پرسید و بعد گفت برم اتاق بغل تا برام سونو انجام بده.انقدر هیجان داشتم که حد نداشت.
وقتی مانیتور رو روشن کرد و دستگاه رو روی شکمم گذاشت همون لحظه دیدمت و خانوم دکتر گفت ببین چقدر حرکت میکنه.
تمشک مامان:نسبت به قبل یه کم بزرگتر شدی و برای اینکه کاملا دل مامانتو ببری یه چندتا حرکت رفتی مثل موج که من قربونت بشم.خیلییییییییییییییییی خوشجال شدم و کلی از خانوم دکتر تشکر کردم و البته خدارو هزار بار شکر کردم...
بعد خانوم دکتر گفت برای 2هفته دیگه باید سونو انجام بدم و مرحله اول تست غربالگری و جوابش رو براشون ببرم و 1 ماه بعد هم برام وقت ویزیت گذاشت.برای 21 مرداد ساعت 2/30 بعدازظهر باید دوباره برای ویزیت برم پیش خانوم دکتر.قرص متفورمین و دوفاستون منو قطع کرد اما آسپرین و اسیدفولیک و امگا3 و ویتامین ای رو باید ادامه بدم.برام کرم ضد ترک پوست هم نوشت به اضافه یه قرص واژینال که برای عفونت بود که یه کم داشتم.
تمشک مامان تا دو هفته دیگه لحظه شماری میکنم برای دیدنت.خوب رشد کن و بزرگ شو و دنیای منو یزرگتر کن فدات بشم کوچولوی من.
خدایااااااااااااااا شکرت به خاطر بزرگترین هدیه ای که به من که بنده ی کوچیکتم دادی......



وروجک مامان 21/4/93
