وقتی که اومدنت رو بهم نشون دادی 9خرداد93
امروز 5شنبه بود.سوم شعبان و روز تولد امام حسین ع .وقتی صبح از خواب بیدار شدم به همسری صبحانه اش و دادم و بدرقه اش کردم تا بره سرکارش.بعدش هم کلی کارها داشتم که میخواستم انجامشون بدم. نمیدونم چرا اما یکی دو روزی بود کمی اعصابم بهم ریخته بود و زیاد حوصله نداشتم.کمی دلم درد میکرد و میدونستم که فردا تاریخ اومدن پری هست و دل دردمو به اون ربط دادم.این ماه ماه اولی بود که از خدا نی نی مو خواسته بودم.همینطوری یکدفعه به دلم اومد بی بی چک بذارم.یه دونه چند روز پیش خریده بودم.رفتم و انجامش دادم.
خدایا چی میبینم؟؟؟؟؟؟؟؟ بعد 1دقیقه دیدم خط دوم قرمز شد.قلبم تند تند میزد.اصلا باورم نمیشد.یهو انگار داغ شدم.نمیتونستم باور کنم.
تا چندلحظه شوک شده بودم.اما تصمیم گرفتم فعلا به همسری چیزی نگم تا کامل اطمینان پیدا کنم.نمیدونم چرا فکر میکردم شاید اشتباهی شده.اما ته دلم شادی وصف ناپذیری رو تجربه میکردم.امیدوارم خوشی این لحطه رو همه منتطرای نی نی تجربه کنن.به حق همین روز عزیز دامن همه مامانای منتظر رو سبز کن...

خدایا خودت کمکم کن. اینم بی بی چک تمشک کوچولو:


وقتی که اومدنت رو بهم نشون دادی 9خرداد93 


